به کام نفس ز جام فنا نیابی حظ
به کام عقل ز ملک بقا نیابی حظ
۱فنای عشق شو و از فنا فنا شو نیز
که بی فنای فنا از خدا نیابی حظ
۲ز خویش طالب حظ شو که گر برون از خویش
دو کون راطلبی هیچ جا نیابی حظ
۳عبای فقر و قبای عناست بر تو حرام
اگر ز سر عبا در قبا نیابی حظ
۴ببست حرص وهوا بر دلت مجاری فیض
ازان ز صحبت اهل صفا نیابی حظ
۵تو را چه سود که گل شد به باغ نافه گشای
چو ازروایح باد صبا نیابی حظ
۶چو حظ اهل ولا از بلا بودجامی
همین بلای تو بس کز بلا نیابی حظ
۷