غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تو طفل خردسالی و ما پیر سالخورد

با ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد

۱

چشم سیاه سرخ چه سازی به خون من

موی سفید من نگر ای جان و روی زرد

۲

بگشای بند زلف که افتاد صد گره

بر رشته امید من از چرخ تیزگرد

۳

نقشی نکوتر از خط زنگاریت نبست

کلک قضا که زد رقم این لوح لاژورد

۴

چندین چه سود گرمی واعظ چو مستمع

افسرد از شنیدن این نکته های سرد

۵

تعویذ عمر زلف چو طومار تو بس است

گو نامه سعادت من بخت درنورد

۶

زلف تو دید جامی و دستی بر آن نیافت

عمر دراز یافت ولی هیچ برنخورد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـرد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سالخوردکرد
  2. منزرد
  3. گرهتیزگرد
  4. نبستلاژورد
  5. مستمعسرد
  6. استدرنورد
  7. نیافتبرنخورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.