جوهر وجود عشق بود مابقی غرض
ان فاتکم فلیس لما فات من عوض
۱شد عمرها که عهد وفا بسته ام به عشق
عمری مضی و عهدی بالعشق ما انتقض
۲از غیر عشق عض بصر کن که عاقبت
عض انامل است مکافات ترک غض
۳با اهل بیت عشق و موالات رفض نیست
ور خود بفرض هست فطوبی لمن رفض
۴ز افسردگی جهل و کسل خشک مانده ای
جز سوز عشق نیست مداوای این مرض
۵زاهد به زیر سایه اعمال خویش خفت
انهضته بخالص نصح فما انتهض
۶جامی چو حمل بار محبت به صدق کرد
سهل است حسود کند حمل بر غرض
۷