غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر دل عاشق چو زخم از نشتر خاری رسد

زان گل راحت دمد چون از کف یاری رسد

۱

چون به سیلی رانیم خواهم که دارم دیده پیش

لیک ترسم کز مژه بر دستت آزاری رسد

۲

برکسم نبود حسد جز آنکه چون خواهد دلش

از جمال چون تو دلداری به دیداری رسسد

۳

محنت صاحبدلان باشد غرض چون در جهان

نوبت خوبی همچون تو جفاکاری رسد

۴

چون گرفت اکنون بر اقرارم به تو خاطر قرار

زان چه غم دارم که کس را بر من انکاری رسد

۵

کوی تو بیمار جای شهر را ماند که چون

بگذرم بر وی ز هر سو ناله زاری رسد

۶

جامی است آن با سگانت می کند عرض نیاز

گر به گوشت نیم شب آهسته گفتاری رسد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسدقافیه: ـاری۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رسدرسد
  2. پیشرسد
  3. دلشرسسد
  4. جهانرسد
  5. قراررسد
  6. چونرسد
  7. نیازرسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.