غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خوبرویان جهان رسم وفا نشناسند

قدر یاری و وفاداری ما نشناسند

۱

جز ره عشق بتان راه دگر می جویند

اهل تقلید که راهی به خدا نشناسند

۲

پای تا سر همه دردند اسیران تو لیک

چاره درد ندانند و دوا نشناسند

۳

قاصدی محرم اسرار سراپرده تو

جز نسیم سحر و باد صبا نشناسند

۴

چه درخشنده جبینی و فروزنده عذار

کز مهت جز به کمر یا به قبا نشناسند

۵

مشکبویی و سیه چشم بدانسان که تو را

ز آهوی چین و غزالان خطا نشناسند

۶

زرق و سالوس تو جامی به خراسان شد فاش

روی در مملکتی نه که تو را نشناسند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشناسندقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نشناسندنشناسند
  2. جویندنشناسند
  3. لیکنشناسند
  4. تونشناسند
  5. عذارنشناسند
  6. رانشناسند
  7. فاشنشناسند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.