غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز در بزم غمت نعرهٔ نوشانوش است

عقل حیران و خرد واله و جان مدهوش است

۱

نرسد خسته دلان را ز تو جز نیش ستم

گرچه جام لب لعل تو لبالب نوش است

۲

اشک گرمم ز تف خون دل آید در چشم

بس که در آتش شوق تو دلم در جوش است

۳

کسوت خواجگی و خلعت شاهی چه کند

هر که را غاشیهٔ بندگی‌اَت بر دوش است

۴

بر سر بستر اندوه دهم جان آخر

چون مرا شاهد مقصود نه در آغوش است

۵

می‌گذشتی و به خود زمزمه‌ای می‌کردی

عمرها شد که مرا لذت آن در گوش است

۶

قصه عشق تو جامی ز کسان چون پوشد

چهره گویاست اگرچند زبان خاموش است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـوش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ستماست
  3. چشماست
  4. کنداست
  5. آخراست
  6. می‌کردیاست
  7. پوشداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.