منم امروز حریف قدح آشامی چند
چهره رنگین چو گل از باده گل اندامی چند
۱بهر ساقیگری و مطربی و قوالی
کرده آرام دل خویش دلارامی چند
۲وادی قدس بود کوی مغان باد سرم
خاک پایی که درین کوی زند گامی چند
۳پر برآمد دلم از محنت ایام فراق
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
۴وعده بوسه نباشد ز تو حد چو منی
هستم از لعل تو خوشنود به دشنامی چند
۵ما به بدنامی عشقیم نکونام شده
واعظا چند بری عرض نکونامی چند
۶جامی اندوه جهان چند، به میخانه درآی
یک دو دم پای خمی گیر و بزن جامی چند
۷