غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود

چون بیایی به توام مهر دگر تازه شود

۱

تازه شد خط و رخت از دم روشن نفسان

چون گل و سبزه که از باد سحر تازه شود

۲

تا شنیدم که بود عشق هنر هر نفسی

در دلم داعیه کسب هنر تازه شود

۳

سویم از خاک در خویش غباری بفرست

که ازان سرمه مرا نور بصر تازه شود

۴

بس که از جور رقیبان درت در رنجم

هر دم از کوی توام عزم سفر تازه شود

۵

دیده را شد ز غبار خط سبزت مژه تر

چون لب جوی که از سبزه تر تازه شود

۶

جامی اینسان که کند شرح نظربازی خویش

زود ازو قاعده علم نظر تازه شود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: تازه شودقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. نفسانشود
  3. نفسیشود
  4. بفرستشود
  5. رنجمشود
  6. ترشود
  7. خویششود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.