غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد

از دو سلطان احمد این ویرانه کاخ آباد شد

۱

دارد این خرم ز آب تیغ باغ داد را

آنچنان کز آب جام آن رونق بغداد شد

۲

چون کشید این خوان جود و مکرمت گرد جهان

همت سایل ز رق حرص و آز آزاد شد

۳

زیر رمحش یافت دشمن راحت خواب اجل

سایه آن بر وی آری سایه شمشاد شد

۴

در تب مهرش عدو گویی گریبان باز کرد

بر تنش باد صبا باد ثمود و عاد شد

۵

نیست شد فریاد مظلوم از شمول عدل او

از شمول عدل او فریاد در فریاد شد

۶

تشنه جانی کو نه آب از مشرب صدقش کشید

در گلو آب زلالش خنجر پولاد شد

۷

لب گشا جامی به تکرار دعایش کین دعا

صاحبان ورد را دیباچه اوراد شد

۸

شاد بادش در دو عالم دل به نیل هر مراد

چون ز لطف شاملش دل‌های غمگین شاد شد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدقافیه: ـاد۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. راشد
  3. جهانشد
  4. اجلشد
  5. کردشد
  6. اوشد
  7. کشیدشد
  8. دعاشد
  9. مرادشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.