غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است

قدسیان را شده از ناوک آهم سپر است

۱

چون شوم خاک شود لاله ستان تربت من

زین همه داغ کزان لاله رخم بر جگر است

۲

حلقه در گوش همه ساده رخان خواهد کرد

بر بنا گوش وی آن حلقه که از مشک تر است

۳

ساخت دریا رهم از رهگذر دیده سرشک

در رهم گر خطری هست ازین رهگذر است

۴

ای خدا مرحمتی کز همه بیشش بینم

که بدو آرزوی من ز همه بیشتر است

۵

نرود تلخی هجران وی از کام دلم

گرچه از ذکر لب او دهنم پر شکر است

۶

جامی از عشق مهی بی خبر افتاده ز خویش

گشته مشهور همه شهر کنون این خبر است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. مناست
  3. کرداست
  4. سرشکاست
  5. بینماست
  6. دلماست
  7. خویشاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.