دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است
قدسیان را شده از ناوک آهم سپر است
۱چون شوم خاک شود لاله ستان تربت من
زین همه داغ کزان لاله رخم بر جگر است
۲حلقه در گوش همه ساده رخان خواهد کرد
بر بنا گوش وی آن حلقه که از مشک تر است
۳ساخت دریا رهم از رهگذر دیده سرشک
در رهم گر خطری هست ازین رهگذر است
۴ای خدا مرحمتی کز همه بیشش بینم
که بدو آرزوی من ز همه بیشتر است
۵نرود تلخی هجران وی از کام دلم
گرچه از ذکر لب او دهنم پر شکر است
۶جامی از عشق مهی بی خبر افتاده ز خویش
گشته مشهور همه شهر کنون این خبر است
۷