قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز است
شکوفه در قدم دوستان درم ریز است
۱مده به باد گرانمایه عمر بی باده
کنون که باده فرحبخش و باد گلبیز است
۲سرود مجلس تو صوت عندلیب بس است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
۳به کف پیاله لعل است لاله را یعنی
پیاله گیر که از می نه وقت پرهیز است
۴گدای عشق چو گیرد به صدر مصطبه جای
چه جای مسند جمشید و تخت پرویز است
۵هوای مطرب گلچهره کن که گیسوی چنگ
به دست زهره جبینان عجب دلاویز است
۶مخور شراب غرور از صفای مشرب عیش
که سیل خیز حوادث کدورت انگیز است
۷مبین به چشم ترحم به حالم ای خواجه
که رنج و محنت عشاق راحت آمیز است
۸ز لطف گفته جامی همه خراسان را
فرو گرفت سخن در عراق و تبریز است
۹