چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج
هزار مرحله افزون بود ازو تا حج
۱نتافت بر همه ذرات کون خورشیدی
که سیر او نه به قطع دقایق است ودرج
۲چو اقرب است به ما نور او ز حبل ورید
چه احتیاج به بسط دلایل است و حجج
۳به چشم راست نگر هر کجا کجی بینی
که هست راستی ابرو آنکه باشد کج
۴برآستان تو گفتم که سر زدم عمریست
هنوز نبودم امید فتح باب فرج
۵دوباره گفت علی قرع بابنا دم دم
فان من قرع الباب و استدام ولج
۶هوای عالم وحدت اگر کنی جامی
بغیر راه ملامت مرو به هیچ نهج
۷