غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار اگر در بست بر رویت چه باشی در حرج

صبرکن سر بر درش کالصبر مفتاح الفرج

۱

چشم جان را ده جلا بگذر ز گفت و گوی عقل

موجب عین الیقین نبود براهین حجج

۲

خوانده در پرده چو کعبه یار خلقی را به خود

عاشقان لبیک شوق او زده من کل فج

۳

خاک آدم خاصه بهر عشقبازی گل شده ست

انما اولاده العشاق و الباقی همج

۴

ره سوی میخانه باشد بیشتر زانفاس خلق

زان جهت نبود سلوک رهروان بر یک نهج

۵

از جمال او اگر بر کعبه افتد پرتوی

کافران بندند از چین و خطا احرام حج

۶

جز به قدر فهم کژطبعان مگو جامی سخن

جزنیام کژ نشاید چون بود شمشیر کج

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـج۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. حرجالفرج
  2. عقلحجج
  3. خودفج
  4. ستهمج
  5. خلقنهج
  6. پرتویحج
  7. سخنکج

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.