غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می کند عشق تو تاراج دل و دین الغیاث

می برد صبر و قرار از جان غمگین الغیاث

۱

گاه اندر عز کشفم گاه در ذل حجاب

از تلونهای حال ای شاه تمکین الغیاث

۲

خواند از کوی خراباتم به کنج صومعه

از نصیحتهای شیخ مصلحت بین الغیاث

۳

گر به چین افتد سواد کفر زلفت کافرم

گر نخیزد از نهاد کافر چین الغیاث

۴

تا به تو آرم پناه از عشوه های چشم تو

می کند لعل لبت هر لحظه تلقین الغیاث

۵

هر دعایی راکه آمین گو نباشد فضل تو

زان دعا گویم معاذالله زآمین الغیاث

۶

عقل چون غوغا کند باشد به عشق آورده روی

درد جامی یا غیاث المستغیثین الغیاث

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: الغیاثقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«الغیاث» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. الغیاثالغیاث
  2. حجابالغیاث
  3. صومعهالغیاث
  4. کافرمالغیاث
  5. توالغیاث
  6. توالغیاث
  7. رویالغیاث

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.