غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است

سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است

۱

مجمر فیروزه دان هر غنچه را کز گل در آن

آتشی افروخته از بهر داغ بلبل است

۲

کوه و صحرا بس که می خوردند از جام سحاب

لاله ها بر رویشان افتاده زان می گل گل است

۳

بس که از سبزه زمینها سبز شد هر پشته را

چوک کرده بختیی دان کز سقرلاطش جل است

۴

طره شمشاد کش بسته گره دست صبا

آمده بر سر ز خوبان چمن چون کاکل است

۵

تا کند بلبل به بزم گل مکرر قول خویش

از صراحی آن نه قلقل بلکه تکرار قل است

۶

بر سماع شعر جامی بس که در وجدند و حال

در چمن افتاده از غوغای مرغان غلغل است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. آناست
  3. سحاباست
  4. رااست
  5. صبااست
  6. خویشاست
  7. حالاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.