نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد
تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد
۱اعتقاد حسن خوبانم ز مهر روی توست
لاجرم در شهر مشهورم به حسن اعتقاد
۲نیست مقصود از سلوک من در اطوار وجود
جز رضای خاطرت جستن ز مبداء تا معاد
۳گر خدنگ بیوفایی می کشی فهوالغرض
وربه تیغ نامرادی می کشی فهوالمراد
۴گفته ای در جست و جویم این همه تعجیل چیست
چون کنم بر عمر چندانی ندارم اعتماد
۵هفت بیتیهای جامی چون به شیراز اوفتاد
خواند حافظ در مزار سعدیش «سبعا شداد»
۶یافت در کرمان لقب رشک ارم زان کس که ساخت
کاخ ابیات تخلص چون «ارم ذات العماد»
۷