غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سینه تنگم نه جای چون تو زیبا دلبری ست

خوش بیا بر چشم من بنشین که روشن منظری ست

۱

بر رخ زردم ببین خط های خونین از سرشک

کین ورق در حسب حال دردمندان دفتری ست

۲

هر شبی چندان ز درد هجر بگدازم که روز

در گمان افتند مردم کین منم یا دیگری ست

۳

بی رخت در باغ و صحرا بهر داغ جان من

هر گل آتش پاره ای هر لاله سوزان اخگری ست

۴

دوستداران سوخت جانم تا به کی دارم نهان

دوزخی در دل که این عشق بهشتی پیکری ست

۵

من که و سودای جنت کز سگان کوی تو

شربت آبی که ماند سلسبیل و کوثری ست

۶

تا رسید از لعل میگونت به کام خویش جام

دیده جامی ز زشک آن پر از خون ساغری ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ستقافیه: ـری۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. سرشکست
  3. روزست
  4. منست
  5. نهانست
  6. توست
  7. جامست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.