غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چرخ را جامی نگون دان کز می عشرت تهی ست

باده از جام تهی جستن نشان ابلهی ست

۱

مرد جاهل جاه گیتی را لقب دولت نهد

همچنان کاماس بیند طفل و گوید فربهی ست

۲

از بقا گردون قبایی بر قد یک تن ندوخت

خلعتی بس فاخر آمد عمر عیبش کوتهی ست

۳

نیست شاخ میوه دار ایمن ز سنگ ناکسان

خوش تهیدستی که او آزاده چون سرو سهی ست

۴

خوش برآ با قطع و وصل باغبان همچون نهال

گر تو را زین باغ پر آسیب امید بهی ست

۵

راه بس باریک و شب تاریک و دزدان در کمین

بی دلیلی عزم ره کردن دلیل بی رهی ست

۶

هر که چون جامی درین ره شد ز ما و من تهی

گر به صورت مبتدی باشد به معنی منتهی ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ستقافیه: ـهی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. نهدست
  3. ندوختست
  4. ناکسانست
  5. نهالست
  6. کمینست
  7. تهیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.