دلم پیرانه سر با خردسالی ست
که باغ حسن را نازک نهالی ست
۱شکار آهوی شیرافکن اوست
به صحرای ختن هر جا غزالی ست
۲خیالش تا به چشمم جای کرده ست
همه عالم به چشم من خیالی ست
۳نشانی از شرار سینه ماست
به رویش هر کجا افتاده خالی ست
۴ز کیوان برتر است ایوان وصلش
خوشا آن مرغ کو را پر و بالی ست
۵به هر پهلو که گردد دل چو قرعه
بر او حرف غم فرخنده فالی ست
۶نه شعر است این که جامی می سراید
گرفتاران دل را حسب حالی ست
۷