غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شهسوار حسن که جانم فدای توست

هر جا سری ست خاک ره باد پای توست

۱

خوش جلوه ده سمند که دفع گزند را

هر سو هزار سوخته دل در دعای توست

۲

مشتاق وصل را که ز هجران به جان رسید

سرمایه حیات امید لقای توست

۳

بیچاره عاشق تو که با درد انتظار

شد در رهت غبار و هنوزش هوای توست

۴

یک خنده کردی و دل ما شد ازان تو

باری دگر بخند که جان هم برای توست

۵

دل چون توانم از تو بریدن که در ازل

آب و گلم سرشته به مهر و وفای توست

۶

جامی گر آن صنم ز تو بیگانه شد مرنج

این بخت بس تو را که سگش آشنای توست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: توستقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«توست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. توستتوست
  2. راتوست
  3. رسیدتوست
  4. انتظارتوست
  5. توتوست
  6. ازلتوست
  7. مرنجتوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.