هر کس که سود چهره به راه تو سود کرد
در روی تو جمال ازل را سجود کرد
۱مسکین فقیه گوش اشارت شنو نداشت
منع سماع زمزمه چنگ و عود کرد
۲دیریست می زند دم ارشاد شیخ شهر
آن نارسیده دعوی این کار زود کرد
۳صوفی نداشت جاذبه صید هیچ کس
کاری که کرد سبحه و دلق کبود کرد
۴زاهد نبرد راه به سرمنزل فنا
بیچاره چون تحمل بار وجود کرد
۵افسردگان به ساحل حرمان نشسته اند
خوش آن که جا به لجه بحر شهود کرد
۶جامی همیشه بود خراب از سرود عشق
آمد صدای نی مدد آن سرود کرد
۷