آنان که در فسون محبت فسانه اند
هر جا روند تیر بلا را نشانه اند
۱حاجی به طوف کعبه گرفتار و عاشقان
فارغ ز خانه مست خداوند خانه اند
۲تجرید شو که پاک تراشان تیغ عشق
کرده خلاص ریش خود از دست شانه اند
۳ما و سرود عشق که بر اوج لامکان
ارواح قدس رقص کنان زین ترانه اند
۴با پیر میکده به ادب زی که بر درش
شیران پیشگاه سگ آستانه اند
۵کار زمانه نیست جز آزار اهل دل
اهل زمانه نیز به رنگ زمانه اند
۶جامی زبان گشا که غزالان شوخ چشم
بنهاده گوش بر غزل عاشقانه اند
۷