جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد
کجه هندوی زلف کچه بازت گل کرد
۱باغبان زلف سیه برگل رخسار تو دید
یاد جعد گره اندر گره سنبل کرد
۲با تو گل سر ز گریبان لطافت برزد
جامه را بر تن او باد صبا جل جل کرد
۳خانه مرغ دلم شاخ سر طوبی بود
عاقبت خانه خود در سر آن کاکل کرد
۴عاشق مست که در بزم چمن نعره زن است
کاسه داریش گل و مطربیش بلبل کرد
۵کشتی باده پیاپی پل دریای غم است
وقت آن خوش که عمارتگری این پل کرد
۶جامی از جام جمالیست غزلخوان که به باغ
گلبن از جرعه ای آن ساغر گل پر مل کرد
۷