غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

داغ هجرم لب خشک از مژه تر می‌سازد

شربت مرگ من از خون جگر می‌سازد

۱

خط مشکین که بناگوش تو می‌آراید

فتنه تازه پی اهل نظر می‌سازد

۲

هرکه جوید شرف وصل تو از حیله عقل

بهر بام فلک از شعبده پر می‌سازد

۳

ساخت زر روی مرا عشق و ز خونابه دل

صورت نام تو را سکه زر می‌سازد

۴

مفتی شهر کزو مدرسه آلود به عیب

ساکن صومعه شد تا چه هنر می‌سازد

۵

شیخ زراق که از غیب خبر می‌گوید

سر فرو برده ندانم چه خبر می‌سازد

۶

تا کند تحفه خسرو که بود طوطی هند

جامی از رشح نی کلک شکر می‌سازد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌سازدقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌سازدمی‌سازد
  2. می‌آرایدمی‌سازد
  3. عقلمی‌سازد
  4. دلمی‌سازد
  5. عیبمی‌سازد
  6. می‌گویدمی‌سازد
  7. هندمی‌سازد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.