ای که جان و دل آگاه تو را همراه است
بی تو آگه نیم از خویش خدا آگاه است
۱مدت صحبت تو عمر گرانمایه ماست
آه ازین عمر گرانمایه که بس کوتاه است
۲غم تو از دل ما در همه دلها ره کرد
راست است این که ز دلها سوی دلها راه است
۳دل نمی خواست جدایی ز تو اما چه کنیم
دور ایام نه بر قاعده دلخواه است
۴واقعا نیست ز من غمزده تر کس به جهان
شاهد حال من این واقعه ناگاه است
۵رفت بر باد چو کاه از غم تو عمر عزیز
روی بنما که فراق تو قوی جانکاه است
۶جامی از دست بشد کار ز تاثیر قضا
چاره کار رضینا بقضاء الله است
۷