غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مه شمع شب افروز و رخت نور تجلی ست

او را به جمال تو کجا زهره دعوی ست

۱

رضوان به هوای قد رعنای تو ای سرو

جاوید وطن ساخته در سایه طوبی ست

۲

منما به کس آن روی و در آیینه نظر کن

زان رو که تماشای رخت هم به تو اولی ست

۳

هر جا نفسی می گذرد زان لب شیرین

آنجا چه مجال دم جان پرور عیسی ست

۴

گفتی پس عمریت تسلی دهم از وصل

عمری ست که ما را به همین وعده تسلی ست

۵

هر گل که برآید ز گل تربت مجنون

بوی خوشش آمیخته با نکهت لیلی ست

۶

در کسوت رندی قدح آشامی جامی

به زان حیل و زرق که در خرقه تقوی ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ستقافیه: ـی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. سروست
  3. کنست
  4. شیرینست
  5. وصلست
  6. مجنونست
  7. جامیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.