بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ست
بشکفته گل از شاخ شجر آتش موسی ست
۱برداشته صد مرده سر از خاک همانا
ظاهر شده از باد صبا معجز عیسی ست
۲بینیم ز نرگس که به خود چشم گشاده ست
کان چشم که بینا نه به جانان بود اعمی ست
۳لاله کند ایما که می عشق کشیدن
زان جام که نبود به میان دست کس اولی ست
۴هرکس می ازان جام کشد خاطر پاکش
فارغ ز غم توبه واندیشه تقوی ست
۵زاهد گر ازان می به مشامش نرسد بوی
با توبه و تقواش چه امکان تسلی ست
۶از صورت و معنی بگذر جامی و درکش
زان می که برون از قدح صورت و معنی ست
۷