ای مهر تو از صبح ازل هم نفس ما
کوتاه ز دامان تو دست هوس ما
۱ما قافله کعبه عشقیم که رفته ست
سرتاسر آفاق صدای جرس ما
۲آن بلبل مستیم که دور از گل رویت
این گلشن نیلوفری آمد قفس ما
۳از دود دل ما حذر ای شعله شوقت
آتش زده در خرمن خاشاک و خس ما
۴خواهیم به یک جرعه می از خویش خلاص
از پیر مغان نیست جز این ملتمس ما
۵در پای خم آلوده لب از می چو بیفتیم
رانند ملایک به پر خود مگس ما
۶جامی به درت جان به کف دست رسیده است
یعنی که همین تحفه بود دسترس ما
۷