غزلیات

شمارهٔ ۶۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست

فریاد که پیشت سر فریاد نمانده ست

۱

در زمره عشقت دل آسوده نبینم

در کشور ظالم ده آباد نمانده ست

۲

تا قاعده عشق تو شد بنده گرفتن

در دایره دهر یک آزاد نمانده ست

۳

در بادیه عشق تو آن کعبه روم من

کش لنگ شده راحله و زاد نمانده ست

۴

دل را غم عشق تو بود مایه شادی

در عهد تو کس را دل ناشاد نمانده ست

۵

گفتی کنم از نامه گهی یاد تو دردا

کز بخت من آن وعده تو را یاد نمانده ست

۶

از دولت شاگردی عشق تو زجامی

مانده ست غزلها که ز استاد نمانده ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمانده ستقافیه: ـاد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. نبینمست
  3. گرفتنست
  4. منست
  5. شادیست
  6. درداست
  7. زجامیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.