غزلیات

شمارهٔ ۹۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مقام عارف عالی مقام بی وطنیست

طراز کسوت فقر و فنا وبرهنه تنیست

۱

به گوش دهر ازین راستر سخن نرسید

که گوهر صدف بحر صدق کم سخنیست

۲

چو نیست بنده آن شاه مکی و مدنی

ازان چه سود که مکیست خواجه یا مدنیست

۳

گرفت گوشه چو خم شیخ پر شراب غرور

به محتسب که رساند که وقت خم شکنیست

۴

به قبله روی و بتان در درون ز حرص و هوا

نه این خدای پرستیست بلکه برهمنیست

۵

هوای عشق کنی همت از دو کون ببر

که این عروج نیاید ز همتی که دنیست

۶

خجالتیست عظیم از رخ تو جامی را

که زخم تیغ فراق تو خورد و زیستنیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنیست۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. وطنیستتنیست
  2. نرسیدسخنیست
  3. مدنیمدنیست
  4. غرورشکنیست
  5. هوابرهمنیست
  6. ببردنیست
  7. رازیستنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.