رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد
درین معامله یارب خدا جزات دهد
۱ز کامبخشی لطفت امید می دارم
که کام جان من از لعل جانفزات دهد
۲گهی که جلوه کنی ترسد از خراش مژه
وگرنه عاشق بیدل به دیده جات دهد
۳ز خط لب چه نویسی برات بر جانها
که دید روی تو را کو نه جان برات دهد
۴چو دروفات کنم گریه هر گلی که دمد
ز آب دیده من نکهت وفات دهد
۵به ترهات کشد راه سالک آخر کار
اگرنه دست ارادت به طره هات دهد
۶بیفت کشته او جامیا بود که لبش
به جرعه ای چو شوی خاک خونبهات دهد
۷