غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشت

نشد وصال تو روزی و روزگار گذشت

۱

شب انتظارم برم روز را و روز تو را

بیاکه روز وشب من در انتظار گذشت

۲

به هر دلی که زدی ناوکی ز غمزه خویش

خدنگ حسرتم از سینه فگار گذشت

۳

به باغ عمر گلی خواستم ز شاخ امید

خیال روی تو در چشم اشکبار گذشت

۴

نشان غبار مرا گو سرشک دیده که خاست

جنون عشق به هر جا که این غبار گذشت

۵

بخند در رخم ای غنچه پیش از آنکه به باغ

رسد خبر که خزان آمد و بهار گذشت

۶

مگو که کشتن خویش اختیار کن جامی

که پیش حکم تو کارم ز اختیار گذشت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذشتقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گذشتگذشت
  2. راگذشت
  3. خویشگذشت
  4. امیدگذشت
  5. خاستگذشت
  6. باغگذشت
  7. جامیگذشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.