شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد
که وقت عشرت رندان باده نوش آمد
۱نهاد بر لب تو جام ارغوانی لب
ز رشک خون دل ارغوان به جوش آمد
۲جزای بی عمل از شیخ خودفروش مجوی
که این معامله از پیر میفروش آمد
۳مباش بیهده منکر خروش صوفی را
که در خروش به فرموده سروش آمد
۴به عیش دوش زدم با تو باده دوش به دوش
چه ذوقها که به جانم ز عیش دوش آمد
۵به عور بی سر و پا کن حواله خلعت عشق
که این لباس نه بر قد خرقه پوش آمد
۶تو نوشکفته گلی عندلیب تو جامی
چرا ز نغمه شوقت چنین خموش آمد
۷