غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

پریوشی که به رخ رسم دلبری داند

سگ خودم شمرد و آدمیگری داند

۱

نهان ز چشم کسان گفتمش به سوی من آی

به خنده گفت که این شیوه را پری داند

۲

چو دم ز بندگی او زنم ز آتش غم

گدازشم دهد و بنده پروری داند

۳

رعایت حق صحبت کسی تواند کرد

که عیبنا کی یاران هنروری داند

۴

ز سیم عارض او دور عاشق مفلس

که کرده رخ چو زر آن را ز بی زری داند

۵

به تاج دولت عشق آن گدا سرافرازد

که دولتی که نه عشق است سرسری داند

۶

غزل به وصف بتان عادت است جامی را

اگرچه قاعده مدح گستری داند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داندقافیه: ـری۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داندداند
  2. آیداند
  3. غمداند
  4. کردداند
  5. مفلسداند
  6. سرافرازدداند
  7. راداند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.