غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو حور جنتی اما ز چشم فتانت

ز بس که خاست بلا عذر خواست رضوانت

۱

سحر به باغ گذشتی گشاد غنچه دهان

که بوسه ای برباید ز لعل خندانت

۲

چو دست طوق تو سازم ز ضعف نشناسند

که هست بازوی من یا زه گریبانت

۳

شد آفریده لبت زان زلال آب حیات

که بر لب آمده است از چه زنخدانت

۴

ز شاخ وصل تو چون برخورم که آن مژه کرد

ز تیرهای بلا خاربست بستانت

۵

مکن ز اشک نیازم به عشوه دامن ناز

که دست شعله آه من است و دامانت

۶

حدیث عشق و غم درد جامی این همه چیست

اگر نه دفتر اعمال ماست دیوانت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانت۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. فتانترضوانت
  2. دهانخندانت
  3. نشناسندگریبانت
  4. حیاتزنخدانت
  5. کردبستانت
  6. نازدامانت
  7. چیستدیوانت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.