غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نسیم باده به جان مژده حیات دهد

لب پیاله ز غمها خط نجات دهد

۱

متاع هستی خود صرف باده کن زان پیش

که دور چرخ به تاراج حادثات دهد

۲

سلوک عشق محال است بی ثبات قدم

قدم به صدق نه ای دل خدا ثبات دهد

۳

رسیده ای به نصاب جمال با لب خویش

بگوی تا به فقیران خود زکات دهد

۴

برات بوسه طمع داشتم ندانستم

که خط سبز تو بر جان من برات دهد

۵

به راه کعبه وصل تو آب دیده من

به تشنگان خبر دجله و فرات دهد

۶

به خاک پات که چون دررسی ز راه گذار

که بوسه ای دو سه جامی به خاک پات دهد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دهدقافیه: ـات۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دهد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دهددهد
  2. پیشدهد
  3. قدمدهد
  4. خویشدهد
  5. ندانستمدهد
  6. مندهد
  7. گذاردهد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.