نسیم باده به جان مژده حیات دهد
لب پیاله ز غمها خط نجات دهد
۱متاع هستی خود صرف باده کن زان پیش
که دور چرخ به تاراج حادثات دهد
۲سلوک عشق محال است بی ثبات قدم
قدم به صدق نه ای دل خدا ثبات دهد
۳رسیده ای به نصاب جمال با لب خویش
بگوی تا به فقیران خود زکات دهد
۴برات بوسه طمع داشتم ندانستم
که خط سبز تو بر جان من برات دهد
۵به راه کعبه وصل تو آب دیده من
به تشنگان خبر دجله و فرات دهد
۶به خاک پات که چون دررسی ز راه گذار
که بوسه ای دو سه جامی به خاک پات دهد
۷