به توبه شیخ مهوس مرا موسوس شد
چو دید ساغر لعلت حریف مجلس شد
۱که بست طاق خم ابرویت تعالی الله
که سجده گاه دل و جان صد مهندس شد
۲خراب بود به وحشت سرای هجر دلم
خیال روی تو تشریف داد و مونس شد
۳چو سرو نازگذشتی به باغ و گرد رهت
عبیر جیب گل و کحل چشم نرگس شد
۴فدای پیر مغان باد نقد هستی من
که یمن همت او کیمیای این مس شد
۵متاع فقر طلب لیک ازان توانگر دل
که هر چه داشت به می صرف کرد و مفلس شد
۶چو گشت مدرسه میخانه زان لب میگون
عجب مدار ز جامی اگر مدرس شد
۷