غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز دل زبانه آتش که در دهان من است

به شرح داغ دل آتشین زبان من است

۱

به سان اره بنه تیغ خویش بر فرقم

به جرم آنکه به صد رخنه ز استخوان من است

۲

کنی به داغ نشان سگان خود وین داغ

که سوزی از غم بی داغیم نشان من است

۳

تو در میان نه و جان در میان مرا با تو

ببین چه فرق میان تو و میان من است

۴

به دیده غیر تو را راه کی توانم داد

خیال تو چو شب و روز دیده بان من است

۵

ز بار دل چو کمانم به جز رقیب مباد

نشان تیر دعایی که از کمان من است

۶

چه شد که خط تو را جان خویشتن خوانم

چرا رسیده چنین بر لب از تو جان من است

۷

دلیر نام تو تا بر زبان توانم راند

خوشم که گوش رقیبان کر از فغان من است

۸

خمیده قامت جامی چو طوق دیدی و گفت

چه عار کز تو نه بر گردن سگان من است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من استقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. فرقماست
  3. داغاست
  4. تواست
  5. داداست
  6. مباداست
  7. خوانماست
  8. رانداست
  9. گفتاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.