به ناز می رود آن شوخ و باز می نگرد
نیازمندی اهل نیاز می نگرد
۱به صد نیاز کشد ناز هر رقیب ولی
نیاز عاشق مسکین به ناز می نگرد
۲ز ترک چشم وی ای دل حذر که سوی کسان
نه بهر لطف پی ترکتاز می نگرد
۳ندیده سرو و گلی باغبان چو او هر چند
به باغ خویش نشیب و فراز می نگرد
۴به کارسازی وصلش گذشت عمر و دلم
هنوز در کرم کارساز می نگرد
۵نظر به عرض سپاه است شاه غزنین را
ولی به دیده دل در ایاز می نگرد
۶بود جمال حقیقت مشاهد جامی
به صورت ار چه به حسن مجاز می نگرد
۷