حریم منزل جانان برون ز عالم ماست
خوشا کسی که درین گفت و گوی محرم ماست
۱ز بار غم قد ما حلقه گشت چون خاتم
به فرق سنگ ملامت نگین خاتم ماست
۲جدا ز سروقدان فرش سبزه را در باغ
بساط عیش مگو کان پلاس ماتم ماست
۳مزاج خسته دلان را به جز غم تو نساخت
علاج ما به غم اولی اگر تو را غم ماست
۴درازی شب ما را اگر نمی دانی
ز ناله پرس که تا وقت صبح همدم ماست
۵طبیب ریش مرا دید گفت در جگری
که زخم عشق کند جا چه جای مرهم ماست
۶به بزم ما سخن از جام و جم مگو جامی
سفال میکده جام و گدای او جم ماست
۷