غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حریم منزل جانان برون ز عالم ماست

خوشا کسی که درین گفت و گوی محرم ماست

۱

ز بار غم قد ما حلقه گشت چون خاتم

به فرق سنگ ملامت نگین خاتم ماست

۲

جدا ز سروقدان فرش سبزه را در باغ

بساط عیش مگو کان پلاس ماتم ماست

۳

مزاج خسته دلان را به جز غم تو نساخت

علاج ما به غم اولی اگر تو را غم ماست

۴

درازی شب ما را اگر نمی دانی

ز ناله پرس که تا وقت صبح همدم ماست

۵

طبیب ریش مرا دید گفت در جگری

که زخم عشق کند جا چه جای مرهم ماست

۶

به بزم ما سخن از جام و جم مگو جامی

سفال میکده جام و گدای او جم ماست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ماستقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ماستماست
  2. خاتمماست
  3. باغماست
  4. نساختماست
  5. دانیماست
  6. جگریماست
  7. جامیماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.