غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسد

وز نوال تو نوایی به گدایی برسد

۱

مرض شوق تو شد صعب و ازان جان نبرم

گر نه از وعده وصل تو شفایی برسد

۲

کوه غم شد دلم و نام تو گویم با او

بو که در گوشم ازین نام صدایی برسد

۳

دل کجا مظهر انوار جمال تو شود

گر نه این آینه را از تو جلایی برسد

۴

برتر از افسر شاهیست کله گوشه فقر

حاش لله که به هر بی سرو پایی برسد

۵

رفته از خویش برون در پی لیلی مجنون

باشد از محمل او بانگ درایی برسد

۶

می رود جامی دلخسته ولی تا نبرند

نیست امکان که درین راه به جایی برسد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برسدقافیه: ـایی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برسدبرسد
  2. نبرمبرسد
  3. اوبرسد
  4. شودبرسد
  5. فقربرسد
  6. مجنونبرسد
  7. نبرندبرسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.