غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

این همه خونابه کاندر چشم گریان من است

گشته پیدا از جراحت های پنهان من است

۱

قاصدی کاید ز جانان بهر قتل دیگری

قاصد جانان مگو کو قاصد جان من است

۲

پرده از راز دلم چون غنچه برخواهد گرفت

چاک ها کز شوق آن اندر گریبان من است

۳

خواب دیدم دوش کان لب می گزم اینک هنوز

در لبش مانده نشان زخم دندان من است

۴

می شوم خاک رهت ای باد گرد من ببر

هر کجا جولانگه سرو خرامان من است

۵

هر شب از تسبیح خود فوج ملک مانند باز

بس که بر اوج فلک فریاد و افغان من است

۶

از جگر جامی کباب آور ز خون دل شراب

کامشب آن خوانخواره بدمست مهمان من است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من استقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. دیگریاست
  3. گرفتاست
  4. هنوزاست
  5. ببراست
  6. بازاست
  7. شراباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.