غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو دید اشک روان مرا ستاره شناس

گرفت طالعم از سیر این ستاره قیاس

۱

دهانت در ظلمات عدم نهان مانده ست

نه خضر برده به آن چشمه راه نی الیاس

۲

رسیدم از خلش دل به جان دلم گویی

ز غمزه های تو خورده ست خرده الماس

۳

ز اهل زهد ملول است طبع دردکشان

خواص را چه سر صحبت عوام الناس

۴

میان نازکت افزون بود ز فهم عقول

چو سر غیب که بیرون بود ز درک حواس

۵

جفای چرخ مرا بس سرم به سنگ ستم

مساز خرد و منه پیش آسیا دستاس

۶

ز سر صبح ازل می زند نفس جامی

مباد شغل تو جز پاسداری انفاس

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاس۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شناسقیاس
  2. ستالیاس
  3. گوییالماس
  4. دردکشانالناس
  5. عقولحواس
  6. ستمدستاس
  7. جامیانفاس

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.