غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو یار دور چه سود ار بهار نزدیک است

جدا ز صحبت او گل به خار نزدیک است

۱

دیارم آن سر کویی ست و یارم آن سر کوی

خوشا کسی که به یار و دیار نزدیک است

۲

خدای را ز سرم سایه دور دار ای هجر

که روزم از تو به شبهای تار نزدیک است

۳

نماند صبر ولی موعد وصال رسید

شکست کشتیم اما کنار نزدیک است

۴

بسوخت ز آتش دوری دلم ولی دارم

به این خیال تسلی که یار نزدیک است

۵

به کار شاهد و می شغل جو دلا و مترس

ز شیخ شهر که او هم به کار نزدیک است

۶

رسید نظم تو جامی به گوش یار آری

به گوش شاه در شاهوار نزدیک است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نزدیک استقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کویاست
  3. هجراست
  4. رسیداست
  5. دارماست
  6. مترساست
  7. آریاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.