چنین که حسن تو عرض جمال غیب کند
خرد به دعوی عشق توام چه عیب کند
۱اگر نه پرده گشاید به خنده لعل لبت
که را مجال که ادراک سر غیب کند
۲به جیب چاک ازان پاکدل سزد چو کلیم
که نور غیب طلوعش ز چاک جیب کند
۳سواد فقر بلال است زلف بر رخ تو
که پرده داری نور دل صهیب کند
۴تویی صحیفه لاریب در شمایل تو
بجز معاند دور از یقین که ریب کند
۵دهد ثمر شجر موسوی تجلی دوست
چو وصل آن شجر از شعبه شعیب کند
۶شب شباب تلف شد به خواب خوش جامی
کسی تلافی آن چون به صبح شیب کند
۷