غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست

چو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست

۱

هزار زخم کهن بر دلم ز تیغ تو هست

بیا که مرهم آن جز جراحت نو نیست

۲

قلم به نسخ خط مهوشان بکش کامروز

به حسن خط تو ماهی درین قلمرو نیست

۳

دوم به راه غمت کز غبار غیر تهی ست

به جست و جوی تو چون من کسی تهیدو نیست

۴

چه شد که مه زده خرمن تو روی گندمگون

نما که خرمن او در حساب یک جو نیست

۵

چو روی او نتوان با حجاب هستی دید

دلا ببین دهنش وز وجود خود شو نیست

۶

به نکته های حسن جامی این کمالت بس

که ساز نظم تو را جز نوای خسرو نیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـو۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. هستنیست
  3. کامروزنیست
  4. ستنیست
  5. گندمگوننیست
  6. دیدنیست
  7. بسنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.