غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلف

به حله روی نهادم ز حله رو به نجف

۱

نجف مگوی که آن قبله جای مجد و علا

نجف مگوی که آن بارگاه عز و شرف

۲

نهاده اهل وفا بر ستانه او روی

کشیده اهل صفا بر حوالی او صف

۳

بر آن ستانه فرو ریختم ز جیب نیاز

ز عجز و ضعف هدایا ز فقر و فاقه تحف

۴

ز فوت عمر گرامی و روزگار شریف

که جز به خدمت آن روضه گشته بود تلف

۵

گهی به یا حزنا ساختم نوای حزن

گهی به یا اسفا سوختم به داغ اسف

۶

فغان کشیدم از اندوه آن ز سینه چو چنگ

طپانچه کوفتم از درد آن به روی چو دف

۷

بر آن شدم که چو جامی ازان حریم مراد

عنان عزم نپیچم دگر به هیچ طرف

۸

ولی دریغ که بازم سپهر حادثه زای

زمام دولت و اقبال در ربود ز کف

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـف۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. سلفنجف
  2. علاشرف
  3. رویصف
  4. نیازتحف
  5. شریفتلف
  6. حزناسف
  7. چنگدف
  8. مرادطرف
  9. زایکف

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.