غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به خود گمان من آن بود در بدایت عشق

که کوس ملک زنم زود در ولایت عشق

۱

دریغ و درد که هم در میان فرو رفتم

ندیده بارقه لطفی از نهایت عشق

۲

ز کارخانه عشقم جز این نصیبی نیست

که بر زبان گذرد گه گهم حکایت عشق

۳

حقوق عشق رعایت چنانچه می باید

نیافت زین بود از عاشقان شکایت عشق

۴

پی نزول هر آیت شنیده ام سببی

برون بود ز سببها نزول آیت عشق

۵

ز جور دهر پناهی گرفته هر بیدل

پناه من چه بود سایه عنایت عشق

۶

چه سود سعی تو جامی به آن بود که نهی

زمام مصلحت اندر کف کفایت عشق

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: عشققافیه: ـایت۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. عشقعشق
  2. رفتمعشق
  3. نیستعشق
  4. بایدعشق
  5. سببیعشق
  6. بیدلعشق
  7. نهیعشق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.