غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو تنگ چشمی آن شوخ بین چو ناز کند

که چشم سوی محبان به صرفه باز کند

۱

چو التماس نگاهی کنم بپوشد چشم

چو آن بخیل که در بر گدا فراز کند

۲

کند ز زود شدن روز وصل را کوتاه

شب فراق ز دیر آمدن دراز کند

۳

مرو به صومعه گو روی خود گشاده مباد

که روی اهل حقیقت سوی مجاز کند

۴

چه سود روی به محراب کردنم چو مرا

خیال ابروی او رخنه در نماز کند

۵

به هر کسی شود آمیخته چو شیر و شکر

به سان آتش و آب از من احتراز کند

۶

مخواه چاره ز کس جامیا که کار آنست

که بی میانچی اغیار کارساز کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـاز۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. چشمکند
  3. کوتاهکند
  4. مبادکند
  5. مراکند
  6. شکرکند
  7. آنستکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.