چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارض
بنفشه زار بود خط و گلستان عارض
۱قد تو سرو و تنت گل رخ ارغوان آمد
که دیده سرو گل اندام ارغوان عارض
۲ثبات و صبر و قرار دلم تمام به توست
خدای را که ز چشمم مکن نهان عارض
۳زمین شود همه مشک و گلاب چون تو روی
به راه مشک فشان زلف و خوی چکان عارض
۴رخت چو دیدم اشارت کنان آنک ماه
شد از اشارت دست منت نشان عارض
۵ز گل خجل شود از لاله منفعل گردد
به باغ اگر بنمایی به باغبان عارض
۶نما به تربیت قهر و لطف جامی را
زمان زمان سر زلف و زمان زمان عارض
۷